الحر العاملي ( مترجم : عباس جلالى )
32
نقدى جامع بر تصوف ( ترجمة رسالة الاثني عشرية في الرد على الصوفية ) ( فارسى )
فاسد آنان نباشد » . به نظر من در اين حديث به تحريم و عدم جواز وابستگى به « تصوّف » در غيرمورد تقيّه ، تصريح شده است و روايت نيز قابل تأويل نيست و با عنايت به نهى آغاز و پايان حديث ، افرادى را كه در غير مورد تقيّه خويش را « صوفى » بنامند گناهكار مىداند و آيا گناه ، جز بر انجام كار حرام مترتّب مىشود ؟ بنابراين ، روايت ياد شده به روشنى دلالت دارد كه صوفيان مخالف حقاند و اگر چنين نبود ، بيان تقيّه در روايت معنا نداشت . 12 - نسبت « تصوّف » در اصل و ريشه به جهت انتساب به صوف ( پشم ) وضع شده در صورتى كه پوشيدن لباس پشمينه در آيين اسلام نكوهيده است . كلينى رحمه اللّه و ديگران از ائمه معصومين عليهم السّلام نقل كردهاند كه فرمودهاند : « لا يلبس الصوف و الشعر الّا من علّة ؛ « 1 » پوشيدن لباسى كه از پشم و يا مو تهيه شده ، جز به جهت مداواى بيمارى ، جائز نيست » . نيز از ائمه عليهم السّلام روايت شده كه فرمودند « خير ثيابكم القطن الابيض فليلبسه أحياؤكم و كفنّوا فيه موتاكم ؛ « 2 » بهترين لباسهاى شما ، پارچههاى سفيدىاند كه از پنبه تهيه شده باشند . چرا كه زندگانتان آن را به تن مىكنند و مردگانتان را در آن كفن مىكنيد » . بدينسان ، از روايت فوق چنين برداشت مىشود كه لباس پشمى ، عنوان بهترين لباس را دارا نيست . ازاينرو ، پوشيدن آن نكوهيده و مكروه است « 3 » و يا از اولويتى برخوردار نيست . بنابراين ، مفاسدى كه بر همراه داشتن ( پوشيدن ) و يا انتساب به پشم و لباس پشمى مترتّب است ، در نكوهش و شوم بودن آن كفايت مىكند . پس چگونه جايز است به چيزى كه از ديدگاه شرع مقدس نكوهيده و مذموم است ، انتساب و به فضيلت و برترى آن اعتقاد و باور داشت ؟ آيا چنين عملى مخالف با شرع و تغيير و تبديل احكام دين و آيين الهى نيست ؟ ! شگفتآورتر از آن ، اين است كه صوفيان ، زهد و پارسايى را تنها در پوشيدن و ظاهر ساختن خرقهء پشمينه مىدانند و آن را شعار خود قرار مىدهند و با نقل روايتى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله كه در آن آمده است حضرت لباس پشمينه پوشيد و يا همواره لباس پشمينه به تن
--> ( 1 ) . كافى ج 6 ، ص 449 . ( 2 ) . مستدرك ج 1 ص 107 . ( 3 ) . به كتاب وسائل حديث 1 و 2 « احكام ملابس و باب كراهت پوشيدن لباس پشمى و مويى » مراجعه شود .